۱۲:۳۴  -  ۱۳۹۸/۰۳/۲۴
۴۴

عوامل حُسن ظن حاکم اسلامی به مردم؛ آن قدر زمامدار به رعایا خوبى کند که به وفادارى آنها به خود مطمئن گردد/ گفتاری از حضرت آیت الله مکارم

نصر قم | حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی به پرسشی درباره عوامل حُسن ظن حاکم اسلامی به مردم پاسخ گفته است.

عوامل حُسن ظن حاکم اسلامی به مردم؛ آن قدر زمامدار به رعایا خوبى کند که به وفادارى آنها به خود مطمئن گردد/ گفتاری از حضرت آیت الله مکارم

متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

پرسش :

امام علی(علیه السلام) چه اموری را باعث جلب حسن ظنّ والی و حاکم اسلامی نسبت به مردم می داند؟

پاسخ اجمالی:

امام علی(ع) درباره عوامل حُسن ظن حاکم اسلامی به مردم می فرماید: «هیچ وسیله اى براى جلب اعتماد والى به رعیت بهتر از احسان به آنها و سبک کردن هزینه ها بر آنان و عدم اجبارشان به کارى که وظیفه ندارند نیست. لذا در این راه آن قدر بکوش تا به وفادارى رعایا به خود خوش بین شوى؛ چون این خوش بینى، رنج فراوانى را از تو دور مى سازد و لایق ترین کسى که مى تواند مورد حُسن ظن تو قرار گیرد کسی است که تو بهتر به او خدمت کرده اى و آن کس که مورد بدرفتارى تو واقع شده است لایق ترین کسى است که باید به او بدبین باشى».

پاسخ تفصیلی:

امام علی(علیه السلام) در بخشی از نامه ۵۳ نهج البلاغه، بهترین وسیله جلب حُسن ظنّ و محبّت رعایا را برای مالک اشتر تبیین می کند و می فرماید: (بدان! هیچ وسیله اى براى جلب اعتماد والى به [وفادارىِ] رعیت بهتر از احسان به آنها و سبک کردن هزینه ها بر آنان و عدم اجبارشان به کارى که وظیفه ندارند نیست)؛ «وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَدْعَى إِلَى حُسْنِ ظَنِّ رَاع بِرَعِیَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَیْهِمْ وَ تَخْفِیفِهِ الْمَئُونَاتِ عَلَیْهِمْ وَ تَرْکِ اسْتِکْرَاهِهِ إِیَّاهُمْ عَلَى مَا لَیْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ». تعبیر به «مَا لَیْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ» با توجّه به اینکه «قِبَل» گاه به معناى «نزد» و گاه به معناى «قدرت» مى آید، مى توان جمله را چنین معنا کرد: چیزى که نزد آنها (و بر عهده آنها) نیست یا چیزى که در طاقت و توان آنها نیست.(۱)

در ادامه بخوانید:  .السلام علیک یا فاطمه الزهرا.بهترین مادر دنیا، روزت مبارک..طرح هایی برای #...

این حقیقتى است که تجربه بارها نشان داده است که اگر والى به فکر رعایا باشد و زمامداران هزینه ها را بر آنان سبک کنند و امورى را که از وظایف آنها نیست یا قدرت بر آن ندارند از آنها نخواهند رابطه عاطفى قوى و محکمى در میان آنها برقرار خواهد شد؛ رابطه اى که حمایت آنها را به زمامدار در حوادث مشکل و پیچیده تأمین مى کند. این نکته نیز حائز اهمّیّت است که امام سخن از عوامل حُسن ظن زمامدار به رعایا به میان آورده، نه حُسن ظن رعایا به زمامدار در حالى که تصور بر این است که در این گونه موارد تعبیر اوّلى مناسب تر است؛ ولى منظور امام این است که آن قدر زمامدار به رعایا خوبى کند که به وفادارى آنها به خود مطمئن گردد. به همین دلیل امام در ادامه این سخن مى فرماید: (بنابراین در این راه آن قدر بکوش تا به وفادارى رعایا به خود خوش بین شوى؛ زیرا این خوش بینى، خستگى و رنج فراوانى را از تو دور مى سازد)؛ «فَلْیَکُنْ مِنْکَ فِی ذَلِکَ أَمْرٌ یَجْتَمِعُ لَکَ بِهِ حُسْنُ الظَّنِّ بِرَعِیَّتِکَ فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ یَقْطَعُ عَنْکَ نَصَباً(۲)طَوِیلاً».

روشن است هرگاه زمامدار به رعیت خود سوء ظن داشته باشد، هر زمان احتمال مى دهد شورشى بر ضد او برپا شود و یا به او خیانت کنند یا توطئه اى در برابر او بچینند و این به طور دائم فکر او را ناراحت خواهد ساخت؛ اما هنگامى که از وفادارى آنها مطمئن باشد، با آرامش خاطر مى تواند به نظم امور و عمران و آبادى و دفع شر دشمنان بپردازد. آن گاه امام(علیه السلام) در ادامه این سخن همین توصیه را به تعبیر زیباى دیگرى بیان مى دارد و مى فرماید: (و سزاوارترین کسى که مى تواند مورد حُسن ظن تو قرار گیرد آن کس است که تو بهتر به او خدمت کرده اى و [به عکس] آن کس که مورد بدرفتارى تو واقع شده است سزاوارترین کسى است که باید به او بدبین باشى)؛ «وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلاَؤُکَ(۳)عِنْدَهُ وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ». اشاره به اینکه همان گونه که نیکى کردن سبب حُسن ظن است هر قدر بیشتر نیکى کنى، حُسن ظن بیشترى فراهم مى شود و همان گونه که بدى کردن سبب سوء ظن مى شود هر قدر بدى بیشتر باشد، سوء ظن هم بیشتر است.

در ادامه بخوانید:  .قال علی علیه السلام: آفه الکَلامِ اِطالَه.آفت سخن، طولانی شدن است..غررالحک...

در کتاب «عیون الاخبار» ابن قتیبه آمده است که ابن عباس مى گفت: به هر کس نیکى کردم فضاى میان من و او روشن شد و به هر کس بدى کردم فضاى میان من و او تاریک گشت.(۴) در ضمن مى توان از این سخن نتیجه گرفت که اگر کسانى به هر دلیل مورد مجازات و مؤاخذه قرار گرفتند، زمامدار و والى باید از آنها برحذر باشد و از حُسن ظن به آنها بپرهیزد.(۵)

(۱). هرچند بعضى معتقدند «قِبَل» اگر اضافه به ضمیر شود حتما به معناى نزد است و اگر جدا استعمال شود به معناى قدرت و توان است.

(۲). «نَصَب» به معناى رنج و تعب است از ریشه «نَصْب» بر وزن «نصر» به معناى ثابت قرار دادن گرفته شده؛ مثلاً هنگامى که نیزه را بر زمین مى کوبند و جاى آن را محکم مى سازند، نصب گفته مى شود و از آنجا که رنج و تعب انسان را از کار متوقف مى سازد، این واژه بر آن اطلاق شده است و دشمنان اهل بیت را از این جهت ناصبى مى گویند که گویى پرچم عداوت برافراشته اند.

در ادامه بخوانید:  .امام علی(ع).لا مَحبه مع مِراء.با جدل محبتی باقی نمی ماند.. @hadis_gram....

(۳). «بَلاء» معناى اصلى آن آزمایش کردن است که گاه به وسیله نعمت ها و گاه به وسیله مصائب صورت مى گیرد و به همین جهت بلاء گاه به معناى نعمت و گاه به معناى مصیبت آمده است و در جمله بالا به هر دو معنا ـ به عنوان حسن بلاء و سوء بلاء ـ استعمال شده است (این واژه از ریشه «بَلى یَبْلُو» است).

(۴). عیون الأخبار، ابن قتیبه الدینوری، عبد الله بن مسلم، دار الکتب العلمیه، بیروت ۱۴۱۸ ق، ج ۳، ص ۱۹۶.

(۵). پیام امام امیرالمومنین(علیه السلام)‏، مکارم شیرازى، ناصر، تهیه و تنظیم: جمعى از فضلاء، دار الکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ش، چاپ اول‏، ج ۱۰، ص ۴۳۵.

منبع : شفقنا

نظر دهید

  • پیشنهاد شده

  • نصر قم

    اینستاگرام نصر قم
    اخبار قم
  • آخرین مطالب متن

    آخرین مطالب