۱۱:۳۱  -  ۱۳۹۸/۰۳/۲۰
۶۱

چگونه دون همتی خود را درمان کنیم؟ آیا اسلام داشتن اهداف بزرگ را دنیا زدگی می داند؟

نصر قم | انسان به طور طبیعی، موجودی کمال طلب و بلندپرواز است.

چگونه دون همتی خود را درمان کنیم؟ آیا اسلام داشتن اهداف بزرگ را دنیا زدگی می داند؟

شفقنا-امام صادق علیه السلام فرمود:

«ثَلاثٌ یحجُزنَ المرءَ عَن طَلَبِ المَعالی: قِصَرُ الهِمَّهِ، وقِلَّهُ الحِیلَهِ، وضَعفُ الرّأی؛ سه چیز انسان را از رفتن به دنبال مقامات عالی و اهداف بزرگ باز می دارد (که عبارتند از): کوتاهی همت، چاره اندیش نبودن و سستی اندیشه».(۱)

انسان به طور طبیعی، موجودی کمال طلب و بلندپرواز است. او دوست دارد به سوی ترقی و پیشرفت حرکت کند و دوست ندارد متوقف شود یا در حد پایین بماند. او همیشه در طلب بهترین هاست. میل به بهشت و زندگی جاوید هم از همین ویژگی انسان سرچشمه می گیرد، اما گاه به سبب برخی ویژگی های روحی و روانی که عارضش می شود، از این میل طبیعی فاصله می گیرد و به امور پست قناعت می کند. این حالت، بیانگر کوتاهی همت انسان است. دون همتی به همراه عوامل

_____________________

۱- تحف العقول، ص ۳۱۸٫

دیگر، انسان را از طلب و رسیدن به اوج باز می دارد و سبب می شود در دنیا به امور پست قناعت کند. همت او ممکن است در حدّ طلب امور پست دنیایی تنزل کند. و فقط به خوردن و شهوت اکتفا کند.

در بیان شریف امام صادق علیه السلام ، کوته همتی، اولین عامل بازدارنده انسان از پیش رفتن به سوی قله های ترقی دنیا و آخرت معرفی شده است.

در این مقام، چند پرسش مطرح است:

  1. همت، دون همتی و بلندهمتی چیست؟
  1. نشانه های دون همتی کدام است؟
  1. آثار دون همتی چیست؟
  1. چگونه می توان دون همتی را درمان کرد؟
  1. از دیدگاه کتاب و سنت، سزاوار است، همت آدمی کجا صرف شود؟ (نشانه های بلندهمتی)
  1. آثار بلندهمتی چیست؟
  1. چیستی همت، دون همتی و بلندهمتی؟
  2. چیستی همت، دون همتی و بلندهمتی؟

همت در کتاب های لغوی فارسی، اراده، آرزو، خواهش و عزم، معنا شده است.(۱) این واژه به صورت فعل در قرآن کریم (آیه ۱۱ سوره مائده و آیه ۲۴ سوره یوسف) آمده است. مترجمان قرآنی، واژه «هَمَّ» و «هَمّت» را به آهنگ، قصد، خواست و تصمیم معنا کرده اند.

صاحب کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم درباره این واژه می نویسد: همت به معنای ابتدای عزم و اراده است و گاهی به معنای

۱- لغت نامه دهخدا، ذیل ماده همت.

عزم و اراده قوی است. هَمَمتُ بالشی در جایی گفته می شود که اراده و عزم به کاری شده باشد، اما هنوز اقدامی صورت نگرفته باشد.(۱)

این واژه با دو پیشوند استفاده می شود که دارای دو معنای متضاد است: یکی، بلندی همت که صاحب آن را بلندهمت نامند، و دیگری، کوتاهی همت یا دون همتی که صاحب آن را کوتاه همت و دون همت می نامند.

با توجه به کاربردهای این واژه، به نظر می رسد وقتی از بلندهمتی سخن گفته می شود، فقط به معنای قصد و اراده و آهنگ نیست، بلکه داشتن قصد و آرزو های بزرگ و متعالی، همراه با تلاش و کار جدی، مقصود است. بنابراین، دون همتی، نقطه مقابل آن است و انسان دون همت، کسی است که قصد و آرزوهای کوچک دارد، به کارهای کوچک اکتفا می کند و تلاش و کوشش جدی ندارد. او حتی برای رسیدن به آرزوهای کوچک خویش نیز کار و تلاش لازم را ندارد و این صفت، نشانه ضعف نفس آدمی است. البته ممکن است کسی اهل تلاش و کوشش باشد، اما چون هدف او از نظر کتاب و سنت حقیر است، باز این شخص دون همت نامیده می شود؛ مانند شخصی که نهایت هدف او شکم و شهوت است. چنین شخصی اگر هم دارای تلاش و کوشش باشد، باز دون همت به شمار می رود.

  1. نشانه های دون همتی کدام است؟

اندیشه، اعتقادات و حالات روحی، از امور باطنی انسان هستند و انسان ها به طور معمول از باطن افراد خبر ندارند، مگر از راه نشانه ها و آثار. دون همتی، یک حالت روحی است که نشانه ها و آثاری دارد. با

____________________________

۱- نک: التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۱۱، ص ۲۸۵٫

بررسی نشانه ها و آثار می توان به دون همتی انسان ها پی برد. در این جا، به برخی نشانه های دون همتی اشاره می شود. این نشانه ها عبارتند از:

الف) انجام دادن کارهای پست

کار پست از دیدگاه قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام ، گناه و فعل حرام است. انسان های دون همت، کسانی هستند که به راحتی کارهای خلاف و گناه را انجام می دهند و در آنها اراده و تصمیمی برای توبه وجود ندارد. بنابراین، ارتکاب گناه از نشانه های دون همتی است.

ب) حسادت ورزیدن

امیر مؤمنان، علی علیه السلام حسادت به نعمت های دوستان را از دون همتی انسان می شمرد.(۱)

ج) شکم بارگی و شهوت رانی

در ادامه بخوانید:  .به بهانه ایام فاطمیه.هنوز آب از سرت نگذشته.جمله ای دلنشین از استاد اخلاق، ...

از جمله نشانه های دون همتی، آن است که همّ و غم انسان، شکم و شهوتش باشد. امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «چه دور است خیر و خوبی از کسی که هم و غمش، شکم و شهوتش باشد».(۲)

د) دنیاطلبی و دنیاپرستی

کسی که فقط دنیا را می بیند و نهایت آرزویش دنیاست، همتش کوتاه است.

____________________

۱- غررالحکم، ح ۹۲۵۶٫

۲- غررالحکم، ح ۹۶۴۲٫

ه) نداشتن انفاق و بخشش

انسان های دون همت، اهل بخشش و انفاق نیستند. آنها اهل هم دردی با مردم نیستند و فقط به خود می اندیشند. در یک کلام، انسان های بی خیر یا کم خیری هستند.

و) طمع به مال و منال مردم

انسان های دون همت، همیشه به مال و منال مردم چشم طمع دارند.

  1. آثار دون همتی چیست؟

دون همتی در زندگی فردی و اجتماعی، پی آمدها و آثاری دارد که برخی از آن آثار عبارتند از:

الف) حقارت

انسان های دون همت، در نظر دیگران حقیرند و این اثر طبیعی دون همتی است. کسی که منتهای آرزویش دنیا باشد و جز شهوت و شکم بارگی به چیز دیگری نیندیشد، در دیدگاه مردم، انسانی حقیر است.

ب) از بین رفتن فضیلت ها

دون همتی، همانند آتشی است که هر فضیلت و خوبی را نابود می کند. در روایتی از امیر مؤمنان، علی علیه السلام می خوانیم: «هر کس همتش حقیر باشد، فضیلتش از بین می رود».(۱)

_____________________________

۱- غررالحکم، ح ۸۰۱۹٫

ج) محرومیت از دوستی با انسان های بافضیلت

از جمله آثار دون همتی، محروم شدن از دوستی و هم نشینی با انسان های بافضیلت و باایمان است؛ چرا که از سفارش های نورانی حضرت امیر مؤمنان، علی علیه السلام به اهل ایمان، این است که از هم نشینی با دون همتان خودداری کنند. حضرت امیر فرمود: «با کسی که دون همت است، هم نشین و هم صحبت مشو».(۱)

د) حسرت و پشیمانی

انسان های دون همت، در دنیا و آخرت دچار حسرت و پشیمانی می شوند؛ زیرا رسیدن به مراتب آخرتی و حتی دنیایی، به همت بلند، تلاش و کوشش جدی نیاز دارد که در انسان های دون همت، چنین چیزی یافت نمی شود. بنابراین، در پایان و هنگام مرگ، دچار حسرت و پشیمانی می شوند.

ه) نرسیدن به اهداف عالی

انسان های دون همت از اهداف عالی به دورند و راهی برای رسیدن به آن ندارند.

و) دوری از رحمت الهی

انسان های دون همت که همّ و غمشان به امور پست تعلق می گیرد، از رحمت الهی به دور هستند. در روایتی از امیر مؤمنان، علی علیه السلام

______________________________

۱- غررالحکم، ح ۹۰۸۶٫

می خوانیم: «مغبوض ترین بندگان نزد خداوند سبحان، کسی است که هم و غم او، شکم و شهوتش باشد».(۱)

 

  1. چگونه می توان دون همتی را درمان کرد؟

پیش از بیان راه های درمان دون همتی، باید مصداق های دون همتی را مشخص کرد که همه آنها در یک سطح نیستند. به بیان دیگر، دون همتی نمونه ها و مراتب متفاوتی دارد. بنابراین، با توجه به هر یک از آنها باید درباره درمان و اصلاح آن برنامه ریزی کرد. برای مثال، انسانی که اهل گناه است، از دیدگاه دینی، انسانی دون همت است. انسانی که فقط به شکم و شهوت می اندیشد نیز نمونه دیگری از انسان های دون همت به شمار می رود. همچنین انسانی را که فقط به دنیا می اندیشد و تنها آرزویش، جلوه های مختلف دنیایی است و از آخرت غافل است، و نیز انسانی را که آرزو های کوچک دارد و اهل کار و تلاش نیست، دون همت می نامند.

درمان هر یک از اینها متفاوت است، اما بیشتر دو راه اصلی وجود دارد: تغییر دادن فکر و اندیشه، اقدامات عملی.

برای تغییر اندیشه و بینش، باید از عقل فطری استفاده کرد و با تشویق انسان دون همت به مطالعه در حقیقت خود و جهان هستی، وی را متوجه خدا و قیامت کرد. چنین انسانی باید توجه پیدا کند که بعد از مرگ، زندگی ای هست که آن زندگی، اصل است؛ چون ابدی است و ارتباط مستقیم با زندگی این دنیا دارد: «اَلدُّنیا مَزْرَعهُ الْاخِرَه». پس باید او

_________________________________

۱- غررالحکم، ح ۳۲۹۴٫

را به ایمان دعوت کرد؛ دعوت به پایبندی به آنچه که عقل خود آن را می فهمد و می یابد. او در این صورت می تواند خود را از سرزمین گناه و پستی برکند و از اسارت شکم و شهوت آزاد سازد.

اما اقدامات عملی که پیشنهاد می شود، عبارتند از:

_ تلقین: انسان با تلقین خوبی ها، می تواند خود را به خوبی ها نزدیک کند. او باید هر روز اهمیت و جایگاه خود را به خویش یادآوری کند و با خود بگوید: در ارزش انسان، والاتر و بالاتر از این امور پست است. کمترین قیمت تو، بهشت برین است، پس خود را به کمتر از بهشت نفروش.

در ادامه بخوانید:  گاهی فکر نمی‌کنیم که اینگونه باعث سقوط ما می‌شود..کلامی نورانی از امام کاظم(ع)...

_ هم نشینی با انسان های مؤمن و بلندهمت: انسان ها به طور معمول از دوست و هم نشین اثر می پذیرند. خلق و خوی و اعمال انسان های بلندهمت می تواند در دیگران آثار مثبت بگذارد. آنها هم فکر آدمی را عوض می کنند و هم وی را به سوی کار و فعالیت سوق می دهند.

_ دوری از امور پست، تنبلی و بی عاری و انجام دادن کارهای صالح و خوب.

_ برای تغییر، خود انسان باید عزم و اراده کند. بنابراین یکی از راه های مؤثر درمان دون همتی، آن است که انسان دون همت، با مطالعه سرگذشت انسان های بزرگ و تفکر و تعقل در آن، راه تقویت عزم و اراده را پیدا کند. فرد دون همت در ابتدا می تواند کمی بلندپروازی و به عبارتی خطر کند و از عواقب آن نترسد؛ چنانکه در فرهنگ عموم مردم آمده است: «ترس برادر مرگ است». البته تشویق و حمایت اطرافیان بسیار مؤثر است. دون همتی ممکن است ریشه در ترس داشته باشد. بنابراین، با اقدام عملی، تا حد زیادی می توان بر این حالت چیره شد.

_ افزایش اعتماد به نفس: اعتماد به نفس گاهی با پیروزی در فعالیت های اجتماعی به دست می آید. بنابراین، انسان می تواند محاسبه کند که چه کاری را بهتر از دیگران می تواند انجام دهد که در زندگی او هم اثر مثبت داشته باشد. سپس با برنامه ریزی اقدام به انجام دادن آن کند.

  1. از دیدگاه کتاب و سنت، سزاوار است همت آدمی کجا صرف شود؟ (نشانه های بلندهمتی)

نخستین دغدغه انسان های باهمت، حقیقت وجودی خودشان است. انسان باهمت تلاش می کند که جایگاه خود را در نظام هستی بیابد. او بعد از آنکه وجود خود را حق یافت، به راحتی خدا، صاحب و پروردگار خود را می شناسد؛ چنانکه فرموده اند: «مَن عَرَفَ نَفسَه عَرَفَ رَبَّه؛ هر کس خود را شناخت، پروردگارش را شناخته است.» این انسان در مرحله بعد، همّ و غمش را صرف کسب ایمان می کند و می کوشد که مؤمن به حق گردد.

روشن است پس از ایمان و اعتقاد قلبی انسان به حق، همّ و غم او عمل صالح، و هدف اصلی اش آخرت خواهد بود و دنیا را مقدمه آن زندگی حقیقی می داند.

البته مصداق های ایمان و عمل صالح، فراوان و والاست. برای مثال، یکی از مصداق های عمل صالح، ارتباط با خدا و اهل نماز بودن است. از دیگر مصداق های آن، توجه به خلق خدا است که در اسلام به انفاق و بخشش تعبیر شده است. همت مردان بزرگ آن است که در کنار توجه به خدا، به بندگان او نیز توجه دارند.

انسان های بلندهمت، انسان های بزرگی هستند. شهید مطهری رحمه الله بیانی در تعریف انسان بزرگ دارد که مناسب این مقام است:

مرد بزرگ یعنی چه؟

مقیاس عظمت و بزرگی افراد، شخصیت روحی آنهاست. البته واضح است که مقیاس عظمت افراد، مشخصات بدنی یا نژادی آنها نیست. ما در تاریخ، به افراد و اشخاصی برمی خوریم که افراد برجسته تاریخ به شمار می روند و در صفحات تاریخ مانند قله های کوه بر روی صفحه زمین، برجستگی دارند و نمایان می باشند، برخلاف سایر افراد که در حکم سنگریزه ها بر روی صفحه تاریخ به شمار می روند که انسان در همان نقطه بالخصوص اگر بایستد و مطالعه کند، آنها را می بیند، و بعضی ها هم این قدر ریز و کوچکند که اصلاً دیده نمی شوند.

مثلاً اسکندر و ناپلئون و نادر و شاه اسماعیل و امثال اینها، افراد بزرگ و برجسته تاریخند؛ همان طور که انبیای بزرگ و اولیای بزرگ الهی نیز مانند ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام از برجستگان تاریخ و بزرگان بشریتند.

حالا می خواهیم ببینیم بزرگی دسته اول و دسته دوم با هم قابل مقایسه هستند یا نه؟ البته نه؛ زیرا درست است که آن افراد از آن جهت که همت بزرگ و اراده قوی داشته اند و شعاع دایره خواستشان طولانی بوده و به کم و کوچک قناعت نداشته اند. [قابل تحسینند] و قهراً انسان وقتی که همت و دلاوری برخی از آنها را می خواند، در مقابل عظمت آنها خیره و مبهوت می شود و احیاناً سر تعظیم فرود می آورد و در قلب خود یک نوع محبتی نسبت به آنها احساس می کند (اثری که از شاهنامه فردوسی در نفوس پیدا می شود، از این نوع است)، ولی بزرگی

در ادامه بخوانید:  .پیامبر اکرم (ص)خداوند انسان قوی و نیرومند را دوست داردبحار ج ۶۴ ص ۱۸۴مقام م...

دسته دوم، یک نوع دیگر و یک جنس دیگر است؛ از آن نوع بزرگی است که مقام تقدّس پیدا می کند تا آنجا که نام آنها مقدس می شود، همان طوری که می بینیم نام محمد صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام و همچنین ابراهیم و موسی و عیسی: را هاله ای از قدس احاطه کرده است، چرا؟ برای اینکه درست است که دسته اول بزرگ و عظیمند، ولی عظمت آنها و درشتی آنها از نوع عظمت و درشتی خودخواهی است. هر یک از آنها سَبُع بزرگی و حیوان بزرگی هستند. فرق نمی کند؛ انسان در برابر کسی هم که خیلی پرخور است و برابر ده نفر می خورد، اعجاب و احیاناً تحسین دارد. یکی خورنده ریز است و دیگری خورنده درشت، یکی جاه طلب ریز است و یکی جاه طلب درشت. مثلاً یک کدخدای دِه دَه خانواری که همه همت و آرزویش کدخدایی این ده است، یک جاه طلب خرده پاست و آنکه دنبال کدخدایی قصبه هزار خانواری می رود، از نوع اولی است، ولی درشت تر، و آنکه دنبال حکومت یک شهرستان یا یک استان و یا یک کشور می رود به همین نسبت درشت تر است و آنکه سودای جهانگیری و جهانداری در سر دارد، یک جاه طلب درشت تر است. شخصیت اینها عظیم است و شخصیت خودخواهی شان عظیم است؛ سبع عظیم و جاه طلب عظیم و استثمارگر عظیم هستند.

اینها وسعت روح و سعه شخصیت پیدا کرده اند، ولی تمام آن توسعه و وسعت در ناحیه حوایج شخصی خودشان است، می خواهند تمام دنیا را در هاضمه بزرگ خود بریزند.

اینها پرخورهای روزگارند؛ می خواهند همه دنیا را جزء خود بکنند؛ همه شخصیت ها را فانی بکنند مگر شخصیت خودشان را و شخصیت های طفیلی خودشان؛ یعنی آن شخصیت ها که جزء شخصیت آنهاست و هضم شده در شخصیت آنهاست. پس آنها بزرگند و فعال، ولی مانند غده سرطآنکه یک سلول، بی تناسب شروع می کند به رشد و همان منشأ هلاکت بدن می شود.

ولی دسته دوم، توسعه شخصیت پیدا می کنند، آن طور که مادر توسعه شخصیت پیدا می کند که فرزند و شخصیت فرزند، مستقل و محفوظ و محترم می ماند و او همان طور برای آن شخصیت کار می کند که برای خودش کار می کند. او نمی خواهد آن شخصیت ها را در خودش هضم کند، بلکه می خواهد آنها را حفظ کند و مستقل و محترم بشمارد. او به منزله غده سرطان نیست، به منزله یک روح قوی است که در پیکر اجتماع می دمد و همه را زنده و فعال می سازد. او مصداق مخالف «مَنْ اصْبَحَ وَ لَمْ یهْتَمَّ بِامورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ» است. او شخصیت انسانی اش توسعه پیدا کرده و روح بشری، نه حیوانی او بزرگ شده. او توسعه وجدان و ایمان پیدا کرده و به قول مولوی:

روح حیوانی ندارد اتحاد

تو مجو این اتحاد از روح باد

گر خورد این نان نگردد سیر آن

ور کشد بار این نگردد آن گران

ما چرا امروز فدایی حسین هستیم؟ چون آنچه را پیغمبر فرمود که «حُسَینٌ مِنّی وَ انَا مِنْ حُسَینٍ»، همه ما در خودمان احساس می کنیم؛ یعنی حسین را از خود و خود را از حسین جدا نمی بینیم. ما حسین را به صورت یک فرد که منظورش انجام تقاضاهای شخصی خود است، نمی بینیم. ما او را یک روح کلی می بینیم که قبل از وقت در فکر ما بوده. پس او از ماست و ما از او هستیم؛ او از بشریت است و بشریت از اوست؛ او با روح ما و سرنوشت ما آمیخته است؛ ما از او و او از ماست. …

توسعه شخصیت این است که واقعاً انسان بگوید:

من از بینوایی نِیم روی زرد

غم بینوایان رخم زرد کرد

توسعه شخصیت این است که حسین علیه السلام فرمود: «انّی لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً …» یا گفت: «مَنْ رَأی سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلّاً لِحُرُمِ الله…».(۱)

  1. آثار بلندهمتی چیست؟
  2. آثار بلندهمتی چیست؟

بلندهمتی آثار فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی فرد دارد، از جمله:

جلب خشنودی خدا و سعادت ابدی؛

احساس عزت و غرور؛

اعتماد به نفس؛

رسیدن به بسیاری از اهداف زندگی؛

۱- مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۱۷، ص ۴۶۳٫

عزت در خانواده و اجتماع؛

افزایش فضیلت ها و خوبی ها؛

جلب ثروت و ایجاد کار برای خود و دیگران؛

مفید بودن؛

جلب دوستان خوب؛

دوری از خسران و زیان؛

دور شدن از بسیاری از رذایل اخلاقی مانند حسد و ترس و چشم دوختن به مال و منال مردم.

منبع : شفقنا

نظر دهید

  • پیشنهاد شده

  • نصر قم

    اینستاگرام نصر قم
    اخبار قم
  • آخرین مطالب متن

    آخرین مطالب